آرامگاه عرب باغی

 وي پس از اخذ معلومات متداوله زمان خود در مسجد جامع اروميه، عازم آستان قدس رضوي شد و مدت 8 سال مداوم از محضر استادان علوم ديني از قبيل آيت اله ترشيزي و ساير تلمذ كرد و از آنجا عازم عتبات عاليات شد و در شهر مقدس نجف در محضر علماي بزرگوار حضرات آيات چون محمد كاظم طباطبايي و آخوند ملا محمد كاظم خراساني و سيد محسن كوه كمري و شريعت اصفهاني و ديگران به تكميل معلومات خود پرداخت و پس از اجتهاد از اعلم مجتهدان زمان، راهي اروميه شد و به اجتهاد و ارشاد مردم پرداخت وي در سال 1329 در سل 75 سالگي در زادگاهش دارفاني را وداع گفت و در آرامگاهي كه به نام خود وي معروف است به خاك سپرده شد .آيت الله عرب باغي از بنيانگذاران هلال احمر در اروميه است.

شركت در امور خيريه ، تعمير مساجد ، تقوا و پرهيزكاري فوق العاده از صفات مميزه اين سيد عاليقدر بود، در ايام حيات خويش ميلياردها ريال وجوه شرعيه را صرف امور عمومي عام المنفعه مي كرد . بين مردم از احترام خاصي برخوردار بود بطوريكه آرامگاه وي هنوز هم مورد زيارت عده ای از مردم اروميه است .از نظر تاليفات بالغ بر 82 جلد كتاب دارد كه عمدتاً در فقه و اصول و اخبار و احاديث است .

قطعه فیلم زیررا تنها در صورت دسترسی به یوتیوب میتوانید ببینید: 

 

 

 

2473-arabbaghi 

 

  2381-arabbaghi

 

2277-arabbaghi

 

{google_map}37.55535,45.08754{/google_map}

نفس اماره

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

 

دنیا نین دردی بو قلبیمده نه طوفان الییپ

آیریلیق سایه سالان عالمی ویران الییپ

ای جماعت باخین احواله نیه غم چوخالیپ

نیه هر عاشقه قسمت غم هجران الییپ

 

 

هر کس اوز دردینه باتمیش آرادان مهرگدیپ

بیوفا لیق داغی گور قانیمی جوشان الییپ

لیلی باخ عاشق اولوپ آیریسینا مجنون اولور

بو جفا عاشق بیچاره نی گریان الییپ

آنانین گوزلری قالدی یولا اولادی گله

گلمدی بو غم اونو اولماقا مهمان الییپ

عمرونون بو گونونه زجر چکیپ غملی آتا

اوغلونون حسرتی غملی اورگین قان الییپ

ای بشر یاده سالین اشرف مخلوقیک بیز

ندی تک تک بیزی بو دنیا دا شیطان الییپ

بیر گلین فیکر الیه ک کیم بو گونه سالدی بیزی

نفس اماره بیزه دنیانی زندان الییپ

ترجمه

دردهای دنیا در دلم طوفان کرده

جدایی به هر عالمی سایه انداخته ویران کرده

ای جماعت ببینید چرا غم زیاد شده

چرا قسمت هر عاشقی رو غم هجران کرده

هر کسی در غم خود فرو رفته مهربانی دیگه نیست

داغ بیوفایی ببین خونم رو جوشان کرده

لیلی رو ببین عاشق دیگری شده مجنون داره میمیره

این جفا عاشق بیچاره رو گریون کرده

چشمهای مادر مونده به راه که اولادش بیاد

نیومد و این غم مادر رو به مرگ مهمان کرده

تا امروز عمرش رو با زجر گذرانده پدر غمدیده

حسرت دیدار پسرش قلب پژمرده اش رو پریشان کرده

ای بشر یاد بیارید اشرف مخلوقیم ما

چیه اون که تک تک ما رو در دنیا شیطان کرده

بیایید فکر کنیم کیست ما رو به این روز انداخته

نفس اماره ست که دنیا رو واسه همه زندان کرده

شاعر : غزل تاران