لهجه‌های ترکی آذربایجانی در ایران


۲ـ لهجه قره‌داغ (ارسباران): صحیح‌ترین لهجه ترکی آذربایجانی است و تماما پیرو قواعد زبانی است. دامنه شرقی سهند، متنق، ایراناق، سرسکند (هشترود)، اوجان (بستان‌آباد)، میانه، سراب، قره‌داغ، سونار خیوه اهر، تیکان تپه (تکاب)، سایین‌قالا (شاهین‌دژ) و قسمت‌هایی از دشت مغان و قاراقیشلاق، بیجان، پلدشت (عربلر)، نازیک، مرگنلر، قاراقولوقلار، مرکیت و قایقاج در جنوب آراز (ارس) مناطقی هستند که این لهجه در آن رایج است. در لهجه قره‌داغ کلمات و صداها کشیده نمی‌شوند و به اصطلاح sert (محکم) تلفظ می‌شوند.

۳ـ لهجه یامچی: این لهجه شباهت زیادی به لهجه نخجوان خصوصا اوردوباد دارد. مرکز این لهجه را میتوان مرند حساب کرد.
صوفیان، یامچی، شبستر، خامنه، دیزه، دریان، شانیجان، گمیچی و قاپسار، زنوز، گلین پ‌قایا، المدار در شمال دریاچه اورمیه از مناطقی هستند که این لهجه در آنها رایج‌است. از ویژگی‌های این لهجه تبدیل مصوت a به ə است، مثلا به قابلاما قابلَمه، به قارداش قردش می‌گویند. این لهجه بین لهجه تبریز و قره‌داغ قرار می‌گیرد(از لحاظ کشیدن صداها).

۴ـ لهجه اورمیه (اویغور-آوشار لهجه سی): این لهجه نیز یکی از صحیح‌ترین لهجه‌های ترکی آذربایجانی ایران است. از نزدیکی های سویوغ بولاق (مهاباد)، سولدوز (نقده)، تا اورمیه و سلماس و خوی و مرز ترکیه این لهجه رایج است. در اطراف اورمیه در روستاهای چونقارالیسی صدای "نگ" هنوز حفظ شده است مثلا گلیرنگ. لازم به ذکراست در نزدیکی اورومچی پایتخت ترکستان شرقی نیز قصبه‌ای به نام چونقارالی موجود است. شباهت بین نام خود اورمو و اورومچی نیز جای بحث دارد. علت نامگذاری این لهجه به لهجه اویغور-افشار آن است که از ترکیب زبان اویغورها و افشارهای کوچ‌کرده از خراسان و ترکیه بوجود آمده است.

- ادبی دیلده: آتامی، آتانی، آتاسینی، آتامیزی، آتانیزی، آتالارینی
- تبریز: آتامی، آتاوی، آتاسینی، آتامیزی، آتازی، آتالارینی
- قاراداغ: آتامی، اتُوو، آتاسینی، آتامیزی، آتُووزو، آتالارینی
- اویغور: آتامی، آتایین، آتاسینی، آتامیزی، آتاییزی، آتالارینی

۵- لهجه مراغه و بناب: این لهجه در شهرها و روستاهای دامنه جنوبی سهند رایج است. البته لهجه بنابی با مراغه تفاوت‌هایی دارند.
از طرف مراغه به طرف سرسکند، سایین‌قالا‌‌ (شاهین‌دژ)، قوشاچای (میاندوآب) تا حدود سویوغ‌بولاق و جیغاتی (زرینه رود)، ملیک‌کندی‌ (ملکان)، بناب، عجبشیر از جمله مناطقی هستند که این لهجه در آن رایج‌است. این لهجه نیز مانند لهجه یامچی بین لهجه تبریز و قره داغ قرار می‌گیرد.

۶- لهجه اردبیل: این لهجه در اردبیل، خلخال، نمین، آستارا، انزلی، تالش، منجیل رایج است. این لهجه شباهت زیادی به لهجه جنوب جمهوری آذربایجان دارد.

۷- لهجه زنجان: این لهجه از طارم آغاز شده و تا زنجان، هیدج، سلطانیه، خدابنده، ماه نشان، بیجار و قروه در کردستان و سنقر در کرمانشاه رایج‌است و در مناطق شرقی و جنوبی زنجان مانند قیدار به لهجه همدان نزدیک می‌شود. به طور کلی این لهجه را میتوان ترکیبی از ترکی قدیم و جدید دانست.

۷- لهجه همدان: ابهر، تاکستان، قزوین، بویین زهرا، آوج، همدان، رزن، بهار، تویسرکان، کبودرآهنگ، پامبولو (فامنین)، اسدآباد، لالجین، ملایر تا سنقر به این لهجه تکلم می‌کنند.
شباهت زیادی به لهجه زنجان دارد. این لهجه یکی از لهجه‌های اصیلی است که برخی قواعد قدیمی هنوز در آن وجود‌دارد.
برای مثال "توکندی" به جای قورتولدو یا تورندی به جای ایسهال توتدو. یا مثلا در سوم شخص حرف سین از افعال حذف می‌شود (همانند لهجه زنجان): گلیرسن به گلیرن، آلیرسان به آلیران، گلیرسیز به گلیریز تبدیل می‌شود.
البته در لهجه همدان افعالی که به "ن" ختم می‌شوند "ی" جایگزین نون می شود مثلا زنجانی‌ها می‌گویند آلیران، گلیرن اما همدانی‌ها می‌گویند آلیرای، گلیرَی.

موقام

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

موقام:

 

موسقی آذربایجانی به سه دسته زیر تقسیم می شود :

 

١. موسیقی ملی ( ترانه ها و آهنگهای رقص )

 

٢. ملی – حرفه ای ( همان عاشیقی )

 

٣. شفاهی حرفه ای ( دستگاههای موقامی ، موقامهای دارای فرم کوچکتر ، موقامهای ضربی )

یکی از مهمترین راههای حفظ و اشاعه موقامها و همچنین تمامی آثار فولکلوریک نغمه نگاری آنها است .

 

Mugam-ostadlare-a-2011

 

 

 

یک نمونه از موقام

 

موقام : موقام موسیقی کهن ملی آذربایجان به علت علاقه خاص این ملت به آن و زیبایی عمیقش و همچنین پیوند آن با ادبیات و شعر عاشیقی ، تکامل زیادی یافته است . رامز زهاب اف آن را به سه دسته زیر تقسیم می کند :

 

١. دستگاههای موقامی ، ٢. موقامهای دارای فرم کووچکتر ، ٣. موقامهای ضربی

 

زمان شکل گیری موقامها به درستی معلوم نیست .

 

در چگونگی و کیفیت موقام نوازنده ها و خواننده ها نقش مهمی را ایفا می کنند و اجرای عالی دستگاههای موقامی به دانش عمیق ، توانایی درک ، رعایت اصول تناسب،زیبایی شناسی ( Esthetiorue )و تجربه و مهارت زیاد نیاز دارد . و برای نیل به این هدف نوازنده باید آموزشهای طولانی مدت (١۰ – ۵ ) سال فقط در زمینه نوازندگی ببیند .

 

موقام در منابع علمی : موقامهای آذربایجانی ، هنر شعری – موسیقایی ، که دارای تاریخی کهن می باشند و به طور وسیع در شرق گسترش یافته است و به دلیل زیبایی خاص خود ، نظر محققین را در تمامی اعصار به خود جلب کرده است .

 

تاریخ آموزش موقام ، در آذربایجان شامل دو دوره قدیم و جدید است

 

در دوره قدیم رساله ها و منطومه های بسیاری در این باب به چشم می خورد ک ه به زبانهای فارسی و عربی و گاه ترکی نوشته شده اند که بیشتر آنها در قرنهای هشتم و نهم شمسی به رشته تحریر در آمده اند ، که بحث آنها بیشتر برروی لاد ( واژه ای روسی به معنای مقام یا Mode است ولی برای اینکه با موقام آذربایجانی اشتباه نشود با همان نام به کار رفته است ) و ریتم است . یکی از نظریه پردازان بزرگ ایران به نام صفی الدین ارموی ، نظریه پرداز مشهور آذربایجانی، بود که بوجود آورنده سیستم جدی مقامهای شرق به شمار می رود .

 

علم موسیقی با رساله های کوکبی ، درویش علی بخارایی و میرزابیک آذربایجانی غنی تر می شود و همه اینها نشاندهنده این است ه موسیقی ایران و بخصوص موسیقی آذربایجانی از دیر باز مورد بررسی قرار گرفته است . اما متاسفانه این تحقیقات در اوج خود ناکام ماندند . حتی حکیم ابوخضر فارابی در آثار گرانبهایش به موضوع موقام اشاره کرده است .

 

لازم به یاد آوری است که موسیقی آذربایجانی حتی با حمله مغولها نیز از بین نرفت و نه تنها از بین نرفت ، بلکه در همین زمان موسیقیدانان برجسته ای از جمله صفی الدین ارموی (١٢۹۴ – ١٢٣۰ ) معرف موسیقی آذربایجانی در تمام دنیا قرار دارد .

 

ارموی برای نخستین بار " ١٢ موقام " را به طور سیستماتیک در آورد اگر خود وارد انواع آن را به آوازها و بخش ها – شعبه ها ، تقسیم نمود . همچنین او در آثار علمی خود ضمن شرح مسائل فیزیکی ، آکوستیکی ، قدرت تاثیر گذاری ، ملودی ، ریتم و وزن موسیقی، قوانین موقامها ، توالی اصوات آنها و فونکسیون درجات را نیز توضیح داده است.

 

از دیگر نظریه پردازان ایرانی – آذربایجانی ، عبد القادر مراغه ا ی ( ١۴٣۴ – ١٣۵٣ ) است که در اروپا برای نخستین بار دانشمند آلمانی گیزه وتر Gizze Wetter ( ١۸۵۰ – ١۷۷٣ ) از عبد القادر به عنوان نظریه پرداز موسیقی نام برده است . در نخستین پژوهشهای مراغه ای به موقام به طور آشکارا بر می خوریم.

 

ثریا آقایوا محقق آثار مراغه ای می نویسد : " ... در پژوهشهای مراغه ای برای نخستین بار مفهوم مقام ( لار ) و نظریه مربوط به آن نیز توضیح داده می شود ."

 

در قرنهای شانزده و هفده از رسابات نجم الدین کوکبی ، درویش علی و میرزابیک آذربایجانی می توان اطلاعات جالبی در رابطه با موقامها بدست آورد.

 

کوکبی ١٢ موقام را به ٢۴ شعبه اصلی ، ۶ آواز و سه رنگ جدا شده از ١٢ موقام اصلی تقسیم می کند :

 

عشاق ، نوا ، بوسیلک ، راست ، اصفهان ، زیر افکنه ( که کوچک نیز نامیده می شود ) ، بزرگ ، زنگوله ، نهاوند ، رهاوی ، حسینی ، داق و قسمتها و انواع آن .

 

میرزا بیک علاوه به موارد بالا نام چند آواز دیگر از جمله بدل و حصارک و حصرک را نیز ذکر می کند .

 

چنانکه از مقالات میر محسن نواب ( ١۹١۸ – ١۸٣٣ ) بر می آید ، در اواخر قرن ١۹ بر تعداد آوازها در آذربایجان افزوده شده بود . و از ۶ الی ١۵ رسده بود . میر محسن نواب شعبه ها و گوشه های ۶ دستگاه را بر می شمرد .

 

راست ، ماهور ، شهنازی ، رهاوی ( رهاب ) ، چهار گاه و نوا

 

دستگاه راست : راست ، پنجگاه ، ولایتی منصوریه ، زمین خارا ، راک هندی ، آذربایجان ، عراق ، بیات ترک ، بیات قاجار ، ماورا النهر ، بال کبوتر ، حجاز ،‌شهناز ، زنگ شتر ، کرکوکی، راست.

 

دستگاه ماهور، ماهور، شور، عشیران، دلکش، دوگاه، زنگ شتر، حجاز، ماوراء‌النهر، شهناز، حاجیوئی، سارنج، شوشتر، مثنوی، سوز وگذاز، ماهور.

 

دستگاه شهناز : درآمد شهناز، عاشق دشتی، سلمک، مویه، لیلی و مجنون، ابوالچپ، شاه‌ختایی، آذربایجان، وامق، محاز.

 

دستگاه رهاوی : رهاب، همایون، ترکیب، غزال، بیات ترک، بیات قاجار، زمین خارا، ماوراء‌النهر، بال کبوتر، مجاز، بغدادی، شهناز، آذربایجان، مراج، عشیران، زنگ‌شتر، عثمانی، بیات کرد، بیات شیراز، حاجیونی، سارنج، شوشتر، مثنوی، ثقیل، سوز و گداز.

 

دستگاه چهارگاه : چهارگاه، سه‌گاه، زابل، یدّی‌حصار، مخالف، مغلوب، منصوریه، زمین‌خارا، ماورا‌ء‌النهر، مجاز، شهناز آذربایجان، عشیران، زنگ شتر، کرکوکی.

 

دستگاه نوا : نوا، نیشابور، درآمد‌شهناز، سیلک، حسینی، مسیحی، شهناز، حاجیونی، بیات‌کرد، آذربایجان، عشیران، زنگ شتر، کرکوکی، شاه‌ختایی، افشاری (اوشاری)، شکستة عشیران.

 

اما این تقسیم‌بندی تاحدودی ناقص است، مثلا به دستگاه مهم شور اشاره‌ای نشده ‌است. در موسیقی آذربایجانی بیشتر از سه گاه و شور استفاده می‌شود اما راست، شوشتر، چهارگاه و بیات شیراز نیز کم کاربرد ندارند و در این میان همایون از همه کمتر به کار می‌رود.

 

هفت لاد اصل موسیقی آذربایجان به نقل از کتاب دو اصول موسیقی ملی آذربایجان به قرار زیر است :

 

.....

 

موقام در منابع ادبی معتبری از قبیل قابوسنامه و خصوصا خمسه نظامی و ... بسیار نام برده شده اند که نشانگر قدمت و اهمیت تاریخی موقامها ی آذربایجانی است

 

نغمه نگاری ( Notation ) موقامها

 

نغمه نگاری یعنی به نت در آوردن آثار. این راه نه تنها باعث حفظ آثار می‌باشد، بلکه نیروی عظیم تحقیق و بررسی را به خود جلب می‌نماید و موجبات باززایی آثار را نیز فراهم می‌آورد.

 

البته در قرنهای ١۰-۸ نیز این شیوه وجود داشته است. و در زمان فارابی و مراغه‌ای نیز نغمه‌نگاری به شیوة خاصی صورت می‌گرفته است. اما در قرن ٢۰ شیوة نغمه نگاری به سبک اروپایی جایگزین شد.

 

در عصر حاضر نخستین بار حاجی بیگ نمونه‌های موسیقی شفاهی- حرفه‌ای آذربایجانی را به نت درآورد.