ميانگذر درياچه اروميه

 

پروژه در سه بخش اصلی پل ميانگذر، پل آبگذر و حفاظت و بهسازی خاكريز آغاز به كار نمود. انجام بی‌وقفه مراحل مهندسی، تدارك و ساخت پل ميانگذر برای برقراری عبور و مهندسی پل آبگذر و خاكريز تا تحويل و تأييد مهندسی تفصيلی، به منظور ايجاد مبانی مهندسی دقيق برای فعاليت‌های آتی موضوع پيمان پروژه بودند. در مرحله مهندسی نظارت عاليه و تحويل خدمات مراحل مطالعات، مهندسی پايه و تفصيلی و مهندسی ساخت انجام شده توس پيمانكار برعهده ايرمكو قرار گرفت كه بررسی و نهايی‌سازی مدارك توليدی توسط پيمانكار، با تجهيز گروه كارشناسی در ايران و دانمارك انجام می‌گردد. با تصويب مهندسی پايه پل ميانگذر، طرح پلی با عرشه فلزی- بتنی با دو مسير مجزای رفت و برگشت خودرو هر كدام با دو باند و مسير عبور راه‌آهن در بين دو مسير خودرو برای ادامه پروژه نهايی گرديد.

اين پل در دريا بر روی پايه‌هايی مستقر بر روی 18 كيسون قرار می‌گيرد كه با شمع‌های فولادي عمودی و مايل (جمعاً به طول 35 كيلومتر و وزن 12 هزار تن) به بستر درياچه متصل می‌شوند و دو انتهای آن نيز بر روی دو كوله بتنی كه بر روی شمع‌های فولادی بنا گرديده‌اند قرار می‌گيرد. عرض دهانه‌های ميانگذر 55، 70 و در دهانه ميانی 100 متر است. در مراحل تدارك و ساخت نيز نظارت بر فعاليت‌های پيمانكار با تجهيز گروه نظارت و راهبری در كارگاه پروژه و ايرمكو تهران انجام‌ می‌پذيرد تدارك قريب به 14هزار تن شمع فولادی، 12 هزار تن آرماتور ساده و ضدزنگ، 16هزار تن ورق فولادی با ضخامت‌های مختلف و بسياری اقلام ديگر عموماً با منشاء خارجی در مدت اجرای پروژه صورت گرفته است. كيسون‌هايی بتنی كه پايه‌های بتنی پل بر روی آن بنا می‌شوند در خشكی ساخته شده و پس از آب‌اندازی در محل خود با شمع‌های فولادی نصب می‌گردند.



پس از پايان عمليات ساخت پايه‌ها، قطعات فولادی عرشه كه در اروميه و تبريز ساخته می‌شوند به كارگاه حمل شده و با استفاده از سيستم جكينگ بر روی ريل بر روی پايه ها نصب می‌شوند. قوس ميانی نيز بر روی بارج به ميان درياچه حمل شده و با جك‌های كابلی بر روی پايه‌های پل استقرار می‌يابند. در آخرين مرحله نيز عرشه بتن‌ريزی گرديده و با انجام عمليات تكميلی همچون آسفالت، نصب علايم و روشنايی پل آماده عبور خواهد شد.

 

خاک ریزی این میانگذر بعد از انقلاب ۱۳۵۷ شروع شد. حالا بعد از چندین سال از شروع احداث پل میانگذر گذشته و موفق شدند یک باند پل را در اوایل ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) برای وسایل نقلیه سبک و باند دوم در سال ۱۳۸۹  (۲۰۱۰) به بهره برداری برسانند.

 


كارفرما: وزارت راه و ترابری مجری طرح شهيد كلانتری خدمات:مشاور كارفرما نظارت بر عمليات ساخت مشخصات ميانگذر:

طول كل: 1744متر

عرض كل: 7 /26 متر

حداكثر ارتفاع از سطح درياچه: 12متر

تعداد دهانه‌های پل: 19

دهانه طول قوس ميانی: 100 متر

عرض پل: 27/5 متر دوره اجرا: 1381-1386

 

 

 

 

اشعار استاد شهریار بخش ـ سوم

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

سلام بر حیدربابا ) فارسی(

هنگامِ برگ ریزِ خزان باد مى وزید

از سوى کوه بر سرِ دِه ابر مى خزید

با صوت خوش چو شیخ مناجات مى کشید

حیدربابایا سلام) آذری(

خزان یئلى یارپاخلارى تؤکنده

بولوت داغدان یئنیب ، کنده چؤکنده

شیخ الاسلام گؤزل سسین چکنده

 

 برای شنیدن اشعار با صدای استاد شهریار اینجا را کلیک کنید

 

دلها به لرزه از اثر آن صلاى حق

خم مى شدند جمله درختان براى حق

 

داشلى بُولاخ مباد پُر از سنگ و خاک و خَس

پژمرده هم مباد گل وغنچه یک نَفس

از چشمه سارِ او نرود تشنه هیچ کس

اى چشمه،خوش به حال تو کانجا روان شدى

چشمى خُمار بر افقِ آسمان شدى

 

حیدربابا ،‌ ز صخره و سنگت به کوهسار

کبکت به نغمه ، وز پیِ او جوجه رهسپار

از برّة سفید و سیه ، گله بى شمار

اى کاش گام مى زدم آن کوه و درّه را

مى خواندم آن ترانة « چوپان و برّه » را

 

در پهندشتِ سُولى یِئر ، آن رشک آفتاب

جوشنده چشمه ها ز چمنها ،‌ به پیچ و تاب

بولاغ اوْتى شناورِ سرسبز روى آب

زیبا پرندگان چون از آن دشت بگذرند

خلوت کنند و آب بنوشند و بر پرند

 

وقتِ درو ،‌ به سنبله چین داسها نگر

گویى به زلف شانه زند شانه ها مگر

در کشتزار از پىِ مرغان ،‌ شکارگر

دوغ است و نان خشک ، غذاى دروگران

خوابى سبک ، دوباره همان کارِ بى کران

 

حیدربابا ،‌ چو غرصة خورشید شد نهان

خوردند شام خود که بخوابند کودکان

وز پشتِ ابر غمزه کند ماه آسمان

از غصّه هاى بى حدِ ما قصّه ساز کن

چشمان خفته را تو بدان غصّه باز کن

 

قارى ننه چو قصّة شب ساز میکند

کولاک ضربه اى زده ، در باز مى کند

با گرگ ، شَنگُلى سخن آغاز مى کند

اى کاش بازگشته به دامان کودکى

یک گل شکفتمى به گلستان کودکى

 

آن لقمه هاى نوشِ عسل پیشِ عمّه جان

خوردن همان و جامه به تن کردنم همان

در باغ رفته شعرِ مَتل خواندن آنچنان !

آن روزهاى نازِ خودم را کشیدنم !

چو بى سوار گشته به هر سو دویدنم !

 

هَچى خاله به رود کنار است جامه شوى

مَمّد صادق به کاهگلِ بام ، کرده روى

ما هم دوان ز بام و زِ دیوار ، کو به کوى

 

نیسگیللى سؤز اوْرکلره دَیَردى

آغاشلار دا آللاها باش اَیَردى

 

داشلى بولاخ داش-قومونان دوْلماسین !

باخچالارى سارالماسین ، سوْلماسین !

اوْردان کئچن آتلى سوسوز اولماسین !

دینه : بولاخ ، خیرون اوْلسون آخارسان

افقلره خُمار-خُمار باخارسان

 

حیدر بابا ، داغین ، داشین ، سره سى

کهلیک اوْخور ، دالیسیندا فره سى

قوزولارین آغى ، بوْزى ، قره سى

بیر گئدیدیم داغ-دره لر اوزونى

اوْخویئدیم‌ : « چوْبان ، قیتر قوزونى »

 

حیدر بابا ، سولى یئرین دوْزوْنده

بولاخ قئنیر چاى چمنین گؤزونده

بولاغ اوْتى اوْزَر سویون اوْزوْنده

گؤزل قوشلار اوْردان گلیب ، گئچللر

خلوتلیوْب ، بولاخدان سو ایچللر

 

بىچین اوْستى ، سونبول بیچن اوْراخلار

ایله بیل کى ، زوْلفى دارار داراخلار

شکارچیلار بیلدیرچینى سوْراخلار

بیچین چیلر آیرانلارین ایچللر

بیرهوشلانیب ، سوْننان دوروب ، بیچللر

 

حیدربابا ، کندین گوْنى باتاندا

اوشاقلارون شامین ئییوب ، یاتاندا

آى بولوتدان چیخوب ، قاش-گؤز آتاندا

بیزدن ده بیر سن اوْنلارا قصّه ده

قصّه میزده چوخلى غم و غصّه ده

 

قارى ننه گئجه ناغیل دییَنده

کوْلک قالخیب ، قاپ-باجانى دؤیَنده

قورد گئچینین شنگوْلوْسون یینده

من قاییدیب ، بیرده اوشاق اوْلئیدیم

بیر گوْل آچیب ، اوْندان سوْرا سوْلئیدیم

 

عمّه جانین بال بلله سین ییه ردیم

سوْننان دوروب ، اوْس دوْنومى گییه ردیم

باخچالاردا تیرینگَنى دییه ردیم

آى اؤزومى اوْ ازدیرن گوْنلریم !

آغاج مینیپ ، آت گزدیرن گوْنلریم !

 

هَچى خالا چایدا پالتار یوواردى

مَمَد صادق داملارینى سوواردى

هئچ بیلمزدیک داغدى ، داشدى ، دوواردى