مدرسه چمران - فردوسی قدیم

 

حیاطی بزرگ و بناهایی که حکایت از یک معماری باشکوه دارد.

این آموزشگاه به عنوان دانشسرای مقدماتی مورد استفاده قرار می گرفته است که بعدها نام آن به فردوسی تغییر یافت و بعد از انقلاب به یاد رشادتهای شهید دکتر چمران که خود از چهره های فاخر علمی کشور بود به این نام تغییر اسم داده شد.

 

بدون اغراق مدرسه چمران یکی از برگهای زرین شناسنامه آموزش و پرورش ارومیه است.

رقابت علمی دانش آموزان آن در کنار دبیرستان طالقانی٬ دبیرستان دخترانه لعیا٬ دبیرستان امام و نیز دبیرستان معنوی٬ خاطرات خوشی را در ذهن دانش آموزان دهه 60 و 70 زنده می کند.

از مرحوم نظمی به عنوان اولین مدیر این آموزشگاه یاد می شود.

 

بسیاری از فارغ التحصیلان این مدرسه اینک در کسوت معلمی٬ پزشکی٬ مهندسی و...در حال خدمت به کشور هستند و بعضی از فارغ اتحصیلان آن نیز در خارج از کشور ساکن هستند.

دکتر مسعود پزشکیان و دکتر فتاح وزیر سابق نیرو نیز از محصلان این مدرسه بوده اند.

 

این آموزشگاه در خ.کاشانی خ.شهید کشتگر( طرزی) واقع شده است ودر طول تاریخ خود توانمند ترین دبیران در آن مشغول به تدریس بوده اند که یاد همه آنان را گرامی می داریم.

مدیر فعلی این آموزشگاه اقای « رحمان معروفزاده» می باشند که برای ایشان و همه پرسنل و همکاران این آموزشگاه آرزوی توفیق داریم.

 

( به علت برخی محدویتها امکان تهیه گزارش مصور از محوطه داخلی این آموزشگاه میسر نشد)

 

???????????????

 

 

صدای همه معلمان آگاه ارومیه‌

اشعار استاد شهریار بخش ـ پنجم

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

سلام بر حیدربابا ) فارسی(

رنگ حنا و فَنْدُقة دست دختران

دلها ربوده از همه کس ، خاصّه مادران

حیدربابایا سلام) آذری(

قیز-گلینین فندقچاسى ، حناسى

هَوَسله نر آناسى ، قایناناسى

 

 
 
برای شنیدن اشعار با صدای استاد شهریار اینجا را کلیک کنید
 

با پیک بادکوبه رسد نامه و خبر

زایند گاوها و پر از شیر ، بام و در

آجیلِ چارشنبه ز هر گونه خشک و تر

آتش کنند روشن و من شرح داستان

خود با زبان ترکىِ شیرین کنم بیان :

قیزلار دییه ر :‌ « آتیل ماتیل چرشنبه

آینا تکین بختیم آچیل چرشنبه »

 

با تخم مرغ هاى گُلى رنگِ پُرنگار

با کودکان دهکده مى باختم قِمار

ما در قِمار و مادرِ ما هم در انتظار

من داشتم بسى گل وقاپِ قمارها

از دوستان على و رضا یادگارها

 

نوروزعلى و کوفتنِ خرمنِ جُوَش

پوشال جمع کردنش و رُفتن از نُوَش

از دوردستها سگ چوپان و عوعوَش

دیدى که ایستاده الاغ از صداى سگ

با گوشِ تیز کرده براى بلایِ سگ

 

وقتِ غروب و آمدنِ گلّة دَواب

در بندِ ماست کُرّة خرها به پیچ و تاب

گلّه رسیده در ده و رفته است آفتاب

بر پشتِ کرّه ، کرّه سوارانِ دِه نگر

جز گریه چیست حاصل این کار ؟ بِهْ نگر

 

شبها خروشد آب بهاران به رودبار

در سیل سنگ غُرّد و غلتد ز کوهسار

چشمانِ گرگ برق زند در شبانِ تار

سگها شنیده بویِ وى و زوزه مى کشند

گرگان گریخته ، به زمین پوزه مى کشند

 

بر اهل ده شبانِ زمستان بهانه اى است

وان کلبة طویله خودش گرمخانه اى است

در رقصِ شعله،گرم شدن خود فسانه اى است

سِنجد میان شبچره با مغز گردکان

صحبت چو گرم شد برود تا به آسمان

 

آمد ز بادکوبه پسرخاله ام شُجا

با قامتى کشیده و با صحبتى رسا

در بام شد سماور سوقاتیش به پا

از بختِ بد عروسى او شد عزاى او

آیینه ماند و نامزد و هاى هایِ او

 

 

 

 

 

 

 

 

باکى چى نین سؤزى ، سوْوى ، کاغیذى

اینکلرین بولاماسى ، آغوزى

چرشنبه نین گیردکانى ، مویزى

قیزلار دییه ر : « آتیل ماتیل چرشنبه

آینا تکین بختیم آچیل چرشنبه »

 

 

 

یومورتانى گؤیچک ، گوللى بوْیاردیق

چاققیشدیریب ، سینانلارین سوْیاردیق

اوْیناماقدان بیرجه مگر دوْیاردیق ؟

على منه یاشیل آشیق وئرردى

ارضا منه نوروزگوْلى درردى

 

نوْروز على خرمنده وَل سوْرردى

گاهدان یئنوب ، کوْلشلرى کوْرردى

داغدان دا بیر چوْبان ایتى هوْرردى

اوندا ، گؤردن ، اولاخ ایاخ ساخلادى

داغا باخیب ، قولاخلارین شاخلادى

 

آخشام باشى ناخیرینان گلنده

قوْدوخلارى چکیب ، وورادیق بنده

ناخیر گئچیب ، گئدیب ، یئتنده کنده

حیوانلارى چیلپاق مینیب ، قوْواردیق

سؤز چیخسایدى ، سینه گریب ، سوْواردیق

 

یاز گئجه سى چایدا سولار شاریلدار

داش-قَیه لر سئلده آشیب خاریلدار

قارانلیقدا قوردون گؤزى پاریلدار

ایتر ، گؤردوْن ، قوردى سئچیب ، اولاشدى

قورددا ، گؤردوْن ، قالخیب ، گدیکدن آشدى

 

قیش گئجه سى طؤله لرین اوْتاغى

کتلیلرین اوْتوراغى ، یاتاغى

بوخاریدا یانار اوْتون یاناغى

شبچره سى ، گیردکانى ، ایده سى

کنده باسار گوْلوْب – دانیشماق سسى

 

شجاع خال اوْغلونون باکى سوْقتى

دامدا قوران سماوارى ، صحبتى

یادیمدادى شسلى قدى ، قامتى

جؤنممه گین توْیى دؤندى ، یاس اوْلدى

ننه قیزین بخت آیناسى کاس اوْلدى