دروازهای قدیم ارومیه را به یاد دارید؟


دروازه توپراق قلعه ( تورپاخ قالا
دروازه هازاران يا ( گازوران) 
دروازه بازارباش 
دروازه ارك 
دروازه يورد شاه
دروازه نوگچر ( نوگذر) 
دروازه عسكرخان

توضيح  هر يك از محلات شهر را نيز به نام همان دروازه مى ناميدند مثلاً محلهٌ عسكر خان ، محله بازارباش كه اين نامگذارى تا كنون إز علا يم شناسايى شهر اروميه به شمار مى رود.

نقشه شهر ارومیه که در سال ۱۳۱۲ از طرف بلد یه رضاییه تنظیم شده بصورت عکس در زیر  مشاهده می‌‌ کنید.

 

 

 

 

ضرب المثلهاي مردم اروميه

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
 

برخي از ضرب المثلهاي مردم اروميه

1-چوريي آت دريايا ، باليق بولمسه ، خالق بولر.ترجمه: نان را بينداز به دريا ، اگر ماهي قدرش نداند ،خدا مي داند.

تقريبا مفهوم اين بيت سعدي:

تو نيكي مي كن و در دجله انداز                           كه ايزد در بيابانت دهد باز

 

2-چولمك دغير لانوب دواغين تا پوپ: ديزي چرخيده ، سر پوشش را يافته (در مواقعي گفته مي شود كه دو زوج يا دو رفيق همسان و همفكر باشند.)

3-ديل ياراسي ساغالماز: زخم زبان التيام پذير نيست.

4-هله ها راسين گورميسن؟ : حالا كجايش را ديدي؟.

5-دوس داشي يامان اولي :سنگ دوست سخت آزارنده است.

6-قولاخ آسان اوزسوزون ايشيدر:هر كه گوش وايسته حرف خود را ميشنود.

7-كور الله دان نه ايستر؟ايكي گوز، براي ايري بري دوز:كور از خدا چه مي خواهد؟

دو تا چشم يكي كج و يكي راست.

 

8-قاپوني باغلا ،قونشويا تهمت ورما: درت را ببند و همسايه ات را متهم نكن.

9-اوزي يخيلان آغلاماز : خود زمين خورده نمي گيرد.

10-الله بو الي او اله محتاج ايلمه سين:خدا اين دست را به دست محتاج نكند.                    

11-مين ميثقال گوزليقدان ، بير ميثقال بخت ياخچي در : از هزار مثقال زيبايي  يك مثقال شانس بهتر است .

12-چوريي طباقدا ، سويي كوزده ده گوروب : نان را در طبق و آب را در كورزه ديده، يعني ناز پرورده است

13-چوريي وير چوركيچه، بير چورك ده آرتيق وير : نان را به نانوا بده و يكي هم اضافه كن ، يعني ؛ كار را به كاردان بسپار و اضافه مزد بده.

 

14-آراندا بو غدادان اولدي باغداددا خرما دان : در آران از گندم محروم شد و در بغداد از خرما . يعني ؛ از اينجا رانده و از آنجا مانده.

  15- ايو داناسي اوكوز اولماز : گوساله خانه زاد  گاو نمي شه ، در مواردي گفته مي شود كه بچه هاي ناز پروردۀ خانه در بزرگسالگي بيكاره باشند .

16-ير برگ اولندا اوكوز اوكوز دن گورر اگر زمين شخم سخت باشد گاو ها تقصير را از همديگر مي بينند .

17-گوني  پاچادا ، سويي كوزه ده گوروب : آفتاب را در باج و آب را در كوزه ديده ، در مواردي گفته مي شود كه بچه هاي ناز پرورده  همه چيز را آماده ديده است .

18-فلان كس كولگلي دي :فلاني سايه دار است ، در مواردي گفته مي شود فلاني خير و دستگير درد مندان باشد .

19-قاني قاننان  يومازلار:خون را با خون نمي شويند ،در مواردي كه بخواهند در ميان دو طرفين دعوا اصلاح كنند .

20- هر نه سالسان آشيان او گلر قاشقيان : هر چه بريزي به آشت همان مي آيد به قاشقت ، در مفهوم ، از مكافات عمل غافل نشو .

21- ايلان هر يره ايري گتسه اوز يوواسنا دوز گدر : در مواردي گفته مي شود كه شخص كه شحص به نزديكانش نارو نزند و خيانت نكند .

 

ترجمه : مار به هر كجا كج برود به لانۀ خودش  راست مي رود .

22- قلش ياراسي گدر ، ديل ياراسي گتمز .: زخم شمشير بهبود مي يابد  اما زخم زبان التيام پذير نيست .

23- آجين دين ايماني اولماز :آدم گرسنه دين و ايمان سرش نمي شه .

24- توخون آجدان خبري اولماز : سير از گرسنه خبر ندارد.

25-گلين اوينيامير ،دير اوتاق ايريدي : عروس نمي تواند برقصد، مي گويد اتاق كج است .

 

 

26- چولمك ديغيلانيپ قاپاغينه تاپيپ : قابلمه غلت خورده و درب خودش را پيدا كرده. به مفهوم اينكه يك زوج و يا دو دوست مكمل.

27-كويله باليخ ايستينين گرك بليننن اشاغيسه سودا الا: هوس گوشت ماهى مستلزم بودن پايين تنه در اب.

28- تولكه بيردا دورت دوارله باغا گيرمز : روباه ديگر وارد باغ چهار ديوارى نمى شود.

 

29- خوروز يوخويده سحر آچيلميرده : بدون خروس سحر نمى شد.

30- تنبل تى بيرله الار : تنبل ها با فكرند. به اين مفهوم كه تنبل ها راه و حل هاى مختلف مى دهند كه از زير بار كار در بروند.

31- آج تويوخ يوخودا داره گورعر: مرغ گرسنه در خواب علوفه لذيذ مى بيند.

 

32- قيشدا بستان اكن چوخ اولار : خيلى ها در فصل زمستان بستان مى كارند.

33- تولكه تولكيه بويورور و تولكوده قويروغونا: روباه به روباه مى فرمايد و ان يكى روباه به دمش.

34- قونشونون ايشيغنا اومود اولان قارننيخدا قالار : به اميد نور همسايه بودن تو را در تاريكى مى گذارد.

 

35- قونشويا اومود اولان شامسيز قالار : به اميد همسايه باشيد بدون شام مى مانيد.

36- پيس قونشه آدامه هجات صاحابه الر : همسايه بد ادم را صاحب ابزار و وسيله مى كند.

37- قوناغ قوناغه ايستمز و اوصاحابه هيچ برينه : مهما ن از مهمان خوشش نمى آيد و صاحب خانه از هيچ كدام.

 

38- آغانين ماله چيخاندا نوكرين جانه چيخار: نوكره جون مى كنه اگر ارباب اموالى را از دست بدهد.